رونیارونیا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

رونیا هدیه آسمانی

فرشته پاکم منو ببخش

1391/8/20 16:08
نویسنده : mamani
1,020 بازدید
اشتراک گذاری

امروز از نوبت دکترم نمی گم مثل همیشه رفتم و همه چی خوب بود فقط گفت دوباره توی ادرارت خون دیده شده که احتمال داد شاید عفونت باشه ولی هنوز جواب آزمایشم نیومده...

امروز میخوام از خودم بگم , از اینکه اصلا مادر خوبی نیستم , از اینکه من فقط دارم تو را توی وجودم نگه میدارم ولی برات آرامشی فراهم نمیکنم , واقعا چرا خدایا چرا من لیاقت این فرشته کوچک و پاک را ندارم وقتی نمی تونم نه ماه با آرامش توی وجودم نگهش دارم چطور میتونم بهش راه و روش یه زندگی خوب را نشون بدم .

از خودم متنفرم شاید هم نباید از خودم دلگیر باشم باید از کسانی که واقعا ناراحتم میکنن دلگیر باشم .

آی خدا جونم من دارم یه فرشته پاک و معصوم را که مسئولیتش را به عهده من قرار دادی نگه میدارم اما هربار حرفهایی را که نباید بشنود می شنود...ای خدا خودت کمکم کن من را تنها نزار , میدونم که دخترم توی آرامش نیست , تو همیشه کنارش باش .

ما لیاقت نداریم....

احساس میکنم اطرافیان به جای اینکه کنارم باشن فقط میخوان من را عذاب بدن . نه این یه احساس نیست یه واقعیت هست ...

خدایا من فقط تورو دارم کنارم باش از دخترم محافظت کن .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

آتنا
20 آبان 91 19:21
عزیزم دلم
دوست مهربون من
برات دعا میکنم هرچه زودتر مشکلاتت حل بشه تا نی نی هم با خوشحالی بیاد و این همه مهربونی رو از مامانش ببینه


مرسی آتنا جون.
مینا مامی پویان
21 آبان 91 1:36
عزیزم انشالله که خدا از خودت و فرشته پاکت مواظبت میکنه ولی زیاد به حرف اطرافیان اهمیت نده چون هیچ چیزی الان توی دنیا با ارزش تر از ارامش و سلامتی اون فرشته کوچولو نیست پس فقط به لحظه شیرین به دنیا اومدن فرشته ات فکر کن همینن و بس.


مرسی مینا جونم ..
زهره
22 آبان 91 21:26
عزیزم زندگی فراز نشیب زیاد داره و خوبی و بدی کنار هم هستن سعی کن از درونت طوری به آرامش برسی که خوبی ها رو پرورش بدهی چون بدی ها همیشه توی دنیای ما می مونن و خوبی ها هستن که فراموش میشن به دختر در وجودت بگو که این بدی ها و سیاهی ها نباید قلب و فکر ما رو تیره کنه باید تا میتونی عشق بورز تا دختر هم از وجود مادرش بیاموزهو دشمنی ها و حرف های بد دور بمون بدون اینکه خودت آزار بدی آرام باش و بگذار کنار هم سه تایی خوش باشین همه جای دنیا و همه کس از این افراد کنارشون هستن مهم اینه که تو چه جوری کنار بیایی مواظب خودت هم باش خیلی زیاد


مرسی زهره جونم ...بوسسسسس
امی
24 آبان 91 5:38
سلام عزیزم خیلی باید مواظب خودت باشی هر ناراحتی و نگرانی روی سلامتی اون بچه تأثیر می ذاره ایشالا به سلامتی به دنیا بیاد


مرسی امی جونم ..سعی میکنم .
وفا
24 آبان 91 11:08
دوستی که تازه شناختمت و نوشته هات رو اینجا خوندم:
نمیدونم چه غمی در دل داری ولی سعی کن به شادیهات فکر کنی..بخاطر کوچولویی که در راه داری.. من فکر میکنم شرایط زندگی دانشجویی در خارج از ایران برات سخت باشه ولی سعی کن به جنبه های خوبش فکر کنی. چرا فکر میکنی لایق فرزندت نیستی؟ چرا اطرافیان باید بتونن اذیتت کنن؟ همه اش به خودت بستگی داره، سعی کن، مطمئن باش میتونی.. باور کن خیلی لحظات شیرینی میتونی در پیش داشته باشی و با دختر کوچولوت یک دنیا عشق کنی.
به خودت و اون فقط حس خوب بده
موفق باشی


مرسی وفا جون ..سعی میکنم خودم را تغییر بدم..
درسا کوچولو و مامان
25 آبان 91 17:00
سلام عزیزم.
باید تلاش کنی آرامشت را حفظ کنی آدمای دور و بر ما فقط و فقط به فکر خودشونن شاید ماهم درمقابل اونها همین طوری باشیم.
منم همیشه فکر می کردم همه میخوان من را عذاب بدن شایدم واقعا اینطور بود....
اما سعی کردم فقط به دخترم فکر کنم به آرامشش به لحظه تولدش به چیزای خوبی که دارم به احساسات قشنگی که نسبت بهش دارم به حرکتهای قشنگش...
آره یه احساس نیست واقعیته...
اما تو یه مامان مهربونی که آرامش دخترش در اولویته اینو فراموش نکن.
ببخشید نداریم سعیت را بکن مامان خانوم


شروع کردم به تغییر خودم امیدوارم موفق بشم ..
مامان جون نی نی
27 آبان 91 8:12
عزیزم منم اینطوریم همه یه جای اینکه منو آرومم کنن دارن فقط روی اعصابم میرن. ار همسرم گرفته تا مادر شوهر و....
خدا لعنت کنه آدم نفهم رو که نمی دونه چه موقع باید چه حرفی رو بزنه


من نمیدونم چرا آدمها عوض شدن ,من همه را به خدا می سپارم چون اون بهتر از همه میدونه ..
خیلی یه مدته بهم ریختم .
سپیده مامی بنیتا
1 آذر 91 12:26
عزیز دلم خداروشکر که همه چی دخترت خوب بوده؛ خداروشکر کن به خاطر چیزای خوب
خدا هیچ وقت تنهات نمیذاره تو هم مواظب دختر نازمون باش که چیزی به اومدنش نمونده


مرسی سپیده جونم ...آره دیگه نزدیکه ...
بنیتای بانمک ما چطوره ؟ خیلی نمکی هست بوسسس
مامی سمیرا
1 آذر 91 21:27
سلام دوست جون مهربون و عزیزمممم
چطوری عزیزمممممممم؟
مامانی یک لحظه به حرفای من خوب دقت کن و ازت خواش میکنم بهشون عمل کن... تو یه نی نی تو دلت داری که بهش تو اصطلاح میگیم نعمت(دختر)
اون وقتی وارد زندگیت بشه و بدنیا بیاد تو از تموم گناها پاک میشی و شروعی دوباره داری مثل اینکه خودت دوباره از مادر زاده شدی... مثل دخملی معصومت میشی... به مقصد فکر کن...
به این فکر کن که دخملی نازت میتونه یکی از شگفت انگیز ترین انسان های روی زمین بشه البته با تربیت مناسب و شرایط خاصی که خدا براش فراهم میکنه...به کلمه مادر فکر کن... وبی خیال همه حرفا شو.. چون تو الان مادری و حس مادری رو نمیشه با هیچ چیزی عوض کرد...فقط و فقط به این فکر کن که بارداریت به خوبی سپری بشه تا نی نی تو شکمت حس نکنه احوال بد رو
من الان اگه جای تو باشم فقط و فقط نی نی واسم مهم میشه بعدش همسر بعدش دیگه هیچ کس.

l
مرسی سمیرا جونم بابت حرفهای خوبت.

مهبا
4 آذر 91 14:23
الهی قربونت برم تو بهترین مامان دنیای و لیاقت بهترینهارو داری همینکه خدا یه دخمل نازززززز بهت هدیه کرده یعنی تورو خیلی دوست داره و لایق مادر بودنی که با ارزشترین چیز تو زندگی یه زنه پس همیشه خداروشکر کن. این بوس واسه دخترته نه واسه مامانش! هههه


مرسیییییییی مهبا جونم...حالا بوس من چی میشه !!!



مهبا
4 آذر 91 14:24
من پست گذاشتم و ارسال کردم نمیدونم اومد یانه! در هر صورت بازم بووووووووووووووس


بله عزیزم پستت رسید ..مرسی
سهیلا
5 آذر 91 18:54
سلام
بی صبرانه منتظرم بموقعش که نینیت بسلامتی سالم بدنیا اومد بیای خاطرات زایمانتو بنویسی...قشنگ توضیح بدی ها...تنبل بازی درنیار...بذار ما یاد بگیریم...ههههه


مرسی سهیلا جونم , باشه حتما کامل می نویسم هرچند که شما اطلاعاتتون زیاده
خانومی
7 آذر 91 7:40
سلام عزیزم
فقط میتونم برات دعا کنم که مشکلات حل بشه و خدا بهت آرامش درونی رو هدیه کنه
چون میدونم هر چی هم بگم همش حرفه
الهی یه نی نی ناز و آروم رو به دنیا بیاری تا دلت آروم بشه

مرسی خانمی جونم ...همین دعایی که برام میکنی خیلیییییی ارزش داره ...
مامان طلا
7 آذر 91 9:46
مرسی گلم
کم مونده شما هم برای خرید دست به کار بشید



چشم عزیزم .
اورانوس
11 آذر 91 5:57
ساحل جونی..توکل به خدا....ایشاله همه چی بر وفق مرادت باشه.دخمل برای ادم برکت میاره اونم ... جون خوشگل اروپایی من.....
مرسی اومدی وبلاگم....


مرسی اورانوس جون انشاالله برای شما هم همه چی خوب پیش بره عزیزم ...
سارینا(آرام جانم خدا..)
13 آذر 91 21:40
سلام ساحل حون
بیا از خاطرات دخملمون بنویسسسسسسسسسس
مامان مهربووون
بووووووووووووووووووس


سلام سارینا جونم , خودمم میدونم تنبل شدم از دست این دخترم هههه