سونوی دختر خوابالو
بالاخره نوبت دکتر شد وای که چقدر روزهارو میشمرم اما وقتی به این به روز میرسم کلی استرس میگیرم ..
با بابایی رفتیم دکتر طبق روال همیشه آزمایش خون و ادرار .... .و بعدش رسید به سونو وای که عاشق لحظه سونو هستم البته با نگرانی .
دکتر با دقت به شما نگاه میکرد و اندازه را میگرفت
.من و بابایی هم کلی ذوق میکردیم دخترمون را میدیدم , که یه دفعه ای شما یه خمیازه کشیدی
وای خیلی ناز بود خیلیییییی ...دخترم حداقل توی سونو آبروداری میکردی خودت را خوابالو نشون نمیدادی فدات بشم من ..دکتر گفت همه چی خوب و نرمال هست و یه عکس از پروانه خوشگلم بهمون داد که البته زیاد خوب نشده و بعد شروع کرد به صحبت کردن درباره آزمایش هایی که ازم گرفته بود و گفت که بازم توی ادارم خون دیده شده گفته که باید بیشتر آب بنوشم و بعدش دوباره گفت که باید نوار از قلب نینی بگیریم من و بابایی رفتیم توی اتاق و دستگاه را وصل کردن و صدای قلبت توی اتاق پیچید خیلی لحظه خوبی هست یه آرامش خاصی میگیرم بابایی هم برای اولین بار بود که صدای قلب کوچولوت را می شنید ..توی چهره اش ذوق و خوشحالی کاملا واضح بود خیلی ذوق کرده بود کلی هم توی اتاق خندیدیم که من ترسیدم الان دکتر بیاد و مارو بیرون کنه
.
از این به بعد دیگه باید هر دوهفته برم دکتر چون شما دیگه بزرگ شدی خانم شدی باید بیشتر مواظبت بود هههه.
این هم عکس پروانه خوشگلم



سونوی دختر خوابالو
